Trade & Industry Doc
صفحه نخست
مدیریت
كارتابل من
ارسال سند
ورود به سامانه
ثبت نام
گزارش تحلیلی
/
ارزیابی تاثیرات هوش مصنوعی بر بازار کار و اشتغال کشور با تاکید بر شرایط بحران پس از جنگ
مشخصات سند
نظرات
نويسنده
محيا غياثي
همكار
مجيد جليلي
همكار
مهدی محرمی
تاييد كننده
افسانه شفیعی
ويرايشگر
ناشر
موسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني
كد
AN-05-XXX-200
زمان انتشار
شهريور 1405
شماره ثبت
5421
شرایط بحران پس از جنگ
فناوریهای نوظهور
هوش مصنوعی
بازار کار و اشتغال کشور
برای دریافت فایل
ثبت نام
کرده و یا
وارد شوید
• فناوریهای نوظهور، بهویژه هوش مصنوعی، در حال بازتعریف بنیادین الگوهای اشتغال در جهان هستند و گسترش پارادایم جدید مبتنی بر این فناوریها، وضعیت بازار کار را دستخوش تحولی عمیق کرده است. با توسعه سریع و کاربرد فراگیر هوش مصنوعی، تأثیر آن بر اشتغال بهطور فزایندهای توجه جامعه علمی را به خود جلب کرده است، چراکه این فناوری نهتنها فرصتهای شغلی و توسعه صنعتی را متأثر میسازد، بلکه منطق سنتی عرضه و تقاضای نیروی کار را نیز دگرگون میکند. در تحلیل اثر اتوماسیون و هوش مصنوعی بر بازار کار، دوگانههای متعددی وجود دارد: گروهی معتقدند توسعه این فناوریها به حذف یا کاهش برخی مشاغل، تضعیف بازار کار و تشدید شکاف طبقاتی میانجامد و گروهی دیگر بر ایجاد مشاغل جدید و افزایش بهرهوری تأکید دارند. در حقیقت، تأثیر خالص هوش مصنوعی بر اشتغال به غلبه یکی از دو اثر «جایگزینی» یا «ایجاد شغل» بستگی دارد؛ آنگاه که اثر جایگزینی غالب باشد، تأثیر منفی خواهد بود و هنگامی که اثر ایجاد اشتغال پیشی بگیرد، فناوری میتواند پیامدی مثبت به همراه آورد. • در بستر اقتصاد جنگی و بحرانهای پس از آن، این دوگانه با لایهای پیچیدهتر گره میخورد و به شکل یک «قیچی دوگانه» بازار کار را از دو سو تحت فشار قرار میدهد. از یکسو، جنگ و ناامنی، تخریب زیرساختهای فیزیکی، گسست زنجیرههای تأمین و خروج اجباری نیروی کار از مناطق بحرانزده، عمدتاً مشاغل کمدرآمد و با مهارت پایین را نابود میکند؛ مشاغلی که اغلب متکی بر کار یدی، حضور فیزیکی و فعالیت در بخشهای خدماتی ساده یا تولیدی ابتدایی هستند. از سوی دیگر، هوش مصنوعی با نفوذ به لایههای دانشبنیان اقتصاد، مشاغل با تخصص و درآمد بالا را در معرض تهدید جایگزینی قرار میدهد؛ مشاغلی نظیر تحلیلگری مالی، برنامهنویسی، حقوق و طراحی که پیشتر مصون از اتوماسیون پنداشته میشدند. این فشار همزمان بر قاعده و رأس هرم شغلی، سازوکاری قیچیوار پدید میآورد که طی آن، جنگ نیروی کار ساده را از بازار بیرون میراند و هوش مصنوعی نیروی کار متخصص را؛ نتیجه آن، تشدید بیکاری در هر دو سر طیف و فروپاشی مسیرهای سنتی تحرک شغلی است. • تحولات ناشی از هوش مصنوعی، بهعنوان محرکهای بالقوه تغییرات اجتماعی و اقتصادی، بسیار فراتر از تحول دیجیتال خواهد بود و ظرفیت دگرگونسازی کسبوکارها، صنایع و جوامع را دارد. با وجود موانع موجود، سیستمهای هوش مصنوعی میتوانند ارزش افزوده برای مشتریان ایجاد کنند، فرآیندها را بهینه سازند، دانش انسانی را تکمیل کنند و به کسبوکارها در حفظ مزیت رقابتی یاری رسانند؛ اما در شرایط جنگی، بهرهمندی از این فرصتها منوط به تابآوری زیرساختها، وجود نهادهای کارآمد و سرمایه انسانی آماده است. بنابراین، برای مواجهه مؤثر با فناوریهای نوین و تهدید همزمان جنگ، استفاده از فرصتهای هوش مصنوعی برای بازسازی پایدار بازار کار و دستیابی به اشتغال با کیفیت، آمادهسازی هماهنگ دولت، کسبوکارها و نیروی کار از طریق اقدامات پیشدستانه ضروری است تا مزایای این فناوری بهطور گسترده بهکار گرفته شود و شکاف ایجادشده توسط قیچی دوگانه ترمیم یابد. • بر اساس گزارش PWC، میتوان تأثیرات هوش مصنوعی بر سطح اشتغال بخشهای مختلف اقتصادی طی دو دهه آتی را بهشرح ذیل مورد توجه قرار داد: o صنعت: تاثیر هوش مصنوعی بر صنعت در بازه 5 ساله منفی است و انتظار می رود این روند در بازه زمانی 10 و 20 ساله تشدید شود، بطوریکه اثر خالص هوش مصنوعی بر اشتغال بخش صنعت حدود 25%- پیش بینی می شود. البته تأثیر اتوماسیون و هوش مصنوعی بر آینده مشاغل در هر صنعت و بخش، صورت واحدی ندارد و لذا صنایع گوناگون هر کدام بسته بـه شرایط و عوامل مختلف، تجربه های متنوعی از آن خواهند داشت. o معدن: طی 5 سال آینده تاثیر هوش مصنوعی بر اشتغال بخش معدن مثبت خواهد بود. این روند تا 10 سال آینده ادامه خواهد داشت، به طوری که تعداد شغل های ایجاد شده از تعداد شغل های حذف شده بیشتر است. اما روند 20 ساله نشان دهنده حذف عمده مشاغل در بخش معدن است، که این امر موجب خواهد شده اثر خالص هوش مصنوعی بر اشتغال بخش معدن حدود 30%- باشد. o ساختمان: به واسطه مهارت محور بودن مشاغل ساختمان، اثر کوتاه مدت هوش مصنوعی بر بخش ساختمان مثبت است و اثر بلندمدت (10 و 20 ساله) هوش مصنوعی بر این بخش تقریباً خنثی بوده و لذا اثر خالص بر اشتغال این بخش اندکی بالاتر از صفر برآورد می شود. o حمل و نقل: اشتغال بخش حمل و نقل بیشترین زیان را از هوش مصنوعی متحمل خواهد شد، به ویژه در بازه زمانی 20 ساله، حمل و نقل با افت شدید اشتغال مواجه شده و متعاقباً اثر خالص هوش مصنوعی بر این بخش در حدود 35%- پیش بینی می شود. o فناوری اطلاعات و ارتباطات: همانطور که انتظار می رود اشتغال بخش IT بواسطه راه حل های نوین ناشی از هوش مصنوعی و لذا رشد تقاضا برای خدمات فنی، رشد قابل توجه 30 درصدی را در مجموع بازه زمانی 5 تا 20 سال تجربه کند. o تامین مالی: اثر خالص هوش مصنوعی بر اشتغال بخش تامین مالی در بازه زمانی 5 ماهه تقریباً خنثی است اما به تدریج تشدید شده و با نفوذ هوش مصنوعی در امور مرتبط، شاهد افت اشتغال در این بخش خواهیم بود، بطوریکه اثر خالص هوش مصنوعی بر اشتغال این بخش حدود 10%- برآورد می شود. o مشاغل تخصصی و علمی: همانطور که انتظار می رود با تسلط هر چه بیشتر هوش مصنوعی و بالتبع رشد تقاضا برای مشاغل تخصصی و علوم داده، اثر خالص هوش مصنوعی بر این بخش مثبت بوده و بیش از 20 درصد برآورد می شود. • در شرایط جنگی، سیاستهای اشتغال باید از رویکردهای بلندمدت توسعهای به سمت حفظ اشتغال موجود، افزایش تابآوری تولید و بازآموزی سریع نیروی کار تغییر جهت دهد. در این چارچوب، لازم است ظرفیتهای فناوری و آموزشی بهگونهای بهکار گرفته شود که هم به حل مسائل فوری تولید کمک کند و هم نیروی کار را برای تحولات ناشی از هوش مصنوعی و نیازهای بازسازی اقتصادی آماده سازد. بر این اساس، اجرای اقدامات زیر پیشنهاد میشود: o ایجاد آزمایشگاههای مشترک صنعت و دانشگاه: راهاندازی آزمایشگاههای مشترک میان بنگاههای صنعتی و دانشگاهها و تعریف پروژههای کاربردی با تمرکز بر حل مسائل فوری تولید مانند افزایش بهرهوری، مدیریت انرژی، نگهداری پیشبینانه تجهیزات و بهینهسازی زنجیره تأمین، با هدف بومیسازی فناوریهای هوش مصنوعی و ایجاد فرصتهای شغلی جدید در صنایع. o توسعه دورههای مهارتآموزی فشرده و بازآموزی نیروی کار: طراحی و اجرای دورههای کوتاهمدت و مهارتمحور با همکاری سازمان فنیوحرفهای، دانشگاهها و صنایع برای بازآموزی نیروی کار و ارتقای مهارتهای دیجیتال و دادهمحور، بهگونهای که امکان استفاده عملی از ابزارهای هوش مصنوعی در محیطهای تولیدی و پروژههای بازسازی فراهم شود. o ایجاد مرکز رصد تحول مشاغل در صنعت: تشکیل یک واحد تخصصی در وزارت صمت برای پایش مستمر اثرات جنگ و فناوریهای نوین بر ساختار مشاغل صنعتی، شناسایی مشاغل در معرض تغییر یا حذف و طراحی برنامههای انتقال مهارت و بازآموزی برای نیروی کار. o حمایت از توسعه راهکارهای بومی هوش مصنوعی در صنایع: طراحی بستههای حمایتی و تسهیلاتی برای شرکتهای دانشبنیان و استارتآپهایی که راهکارهای هوش مصنوعی برای ارتقای بهرهوری تولید، معدنکاری هوشمند، کنترل کیفیت و مدیریت زنجیره تأمین ارائه میدهند. o اجرای پایلوتهای کاربردی هوش مصنوعی در شهرکهای صنعتی: اجرای پروژههای آزمایشی در شهرکهای صنعتی منتخب برای استفاده از هوش مصنوعی در حوزههایی مانند کنترل کیفیت، نگهداری پیشبینانه تجهیزات، مدیریت انرژی و بهینهسازی فرآیندهای تولید، با هدف ایجاد نمونههای موفق قابل تعمیم در سطح صنعت. o آموزشهای فنی و حرفهای تقاضامحور برای بازسازی اقتصادی: برگزاری دورههای کوتاهمدت در مهارتهایی که در دوره بازسازی پس از جنگ تقاضای بالایی دارند، مانند تعمیرات تأسیسات، جوشکاری، برقکشی ساختمان و مهارتهای دیجیتال پایه، با تمرکز بر اتصال آموزشها به فرصتهای شغلی واقعی در پروژههای بازسازی. o حمایت از کارآفرینی خرد و کسبوکارهای کوچک: ارائه وامهای کوچک، کمکهای بلاعوض و آموزش مهارتهای کسبوکار مانند حسابداری ساده و بازاریابی به کارگران و افراد بیکار، بهمنظور ایجاد کسبوکارهای خدماتی و تولیدی کوچک، بهویژه در بخشهایی که در دوره بازسازی تقاضای بالایی دارند. o ایجاد سامانه متمرکز هدایت و تطبیق نیروی کار: راهاندازی سامانههای کاریابی متمرکز برای تطبیق سریع نیروی کار بیکار با نیازهای فوری صنایع، بخش کشاورزی و پروژههای بازسازی، بهمنظور توزیع کارآمدتر نیروی انسانی و جلوگیری از کمبود نیروی کار در بخشهای حیاتی اقتصاد.
برای ثبت نظرات
ثبت نام
کرده و یا
وارد شوید
کلیه حقوق اين سامانه متعلق به
موسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني
است.