Trade & Industry Doc
صفحه نخست
مدیریت
كارتابل من
ارسال سند
ورود به سامانه
ثبت نام
گزارش تحلیلی
/
سیاست صنعتی برای توسعه در قرن بیست و یکم: رویکرد تابآوری و مقاومسازی اقتصاد
مشخصات سند
نظرات
نويسنده
میثم بشیری
تاييد كننده
مصطفی محمدی
مشاور
امین مالکی
ويرايشگر
ناشر
موسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني
كد
AN-05-XXX-210
زمان انتشار
خرداد 1405
شماره ثبت
5433
سیاست صنعت
توسعه
قرن 211
تاب آوری
اقتصاد مقاومتی
برای دریافت فایل
ثبت نام
کرده و یا
وارد شوید
امروزه سیاست صنعتی از یک موضوع "بحثبرانگیز" در حاشیه اقتصاد، به ابزاری گریزناپذیر برای رشد در قرن بیست و یکم تبدیل شده است. برخلاف تصورات سنتی، دادههای بانک جهانی نشان میدهد که کشورهای در حال توسعه با شدت بیشتری نسبت به کشورهای پیشرفته از این ابزارها استفاده میکنند. پارادایم نوین سیاستگذاری بر عبور از رویکردهای کلی و حرکت به سمت مداخلات هدفمند متمرکز است. برای دههها، فرمول رشد اقتصادی بر پایه مدیریت عقلایی اقتصاد کلان، سرمایهگذاری در آموزش، سلامت، زیرساخت و بازگشایی بازارها استوار بود و بقیه امور به شرکتهای خصوصی واگذار میشد. اما امروز شرایط تغییر کرده است: رشد جهانی کند شده، اتوماسیون بازار کار را تحت فشار قرار داده و حمایتگرایی و یارانهها در اقتصادهای پیشرفته و نوظهور به شدت افزایش یافته است. این شرایط جدید مسیرهای ساده قبلی برای رشد سریع اقتصادی را مسدود کرده است. امروزه سیاست صنعتی، مجموعهای از ابزارهایی که دولتها برای شکلدهی به آنچه اقتصاد تولید میکند (به جای واگذاری صرف به بازار) به کار میگیرند، با قدرتی مضاعف بازگشته است. برخلاف تصور رایج، اقتصادهای پیشرفته اصلیترین کاربران سیاست صنعتی نیستند؛ دادههای جدید نشان میدهد که اقتصادهای با درآمد متوسط رو به بالا، رکورددار یارانههای تجاری با میانگین ۴.۲ درصد از تولید ناخالص داخلی هستند. براساس گزارش بانک جهانی نکات کلیدی پارادایم جدید عبارتند از: • گذار از ابزارهای کُند به ابزارهای دقیق : موفقیت در فضای رقابتی فعلی مستلزم جایگزینی تعرفههای فراگیر با ابزارهای جراحیگونه نظیر توسعه مهارتهای تخصصی و پارکهای صنعتی است. • انطباق با ویژگیهای ملی: کارایی هر ابزار بستگی مستقیم به سه عامل "پهنای باند دولتی" (ظرفیت اجرایی)، "اندازه بازار داخلی" و "فضای مالی" (توان بودجهای) دارد. • تمرکز بر اصلاح شکست بازار: هدف نهایی، نه حمایت دائمی، بلکه رفع موانع سرمایهگذاری در فعالیتهایی است که دارای سرریزهای مثبت دانش و فناوری هستند. تحول در تعریف سیاست صنعتی از تمرکز صرف بر «بخش ساخت» به سوی «فعالیتهای تجاری استراتژیک»، امکان تدوین راهبردهای تابآوری فرابخشی را فراهم آورده است. این رویکرد نه تنها کارخانهها، بلکه پایههای تکنولوژیک در بخشهای خدمات مدرن و کشاورزی پیشرفته را نیز در بر میگیرد. اتخاذ یک «پیشفرض ندانمگر ا» در این مسیر، به معنای حفظ انعطافپذیری استراتژیک در مواجهه با نوسانات جهانی و تمرکز بر وظایف نوظهور به جای صنایع ایستا است. این گزارش یک «چارچوب امکانسنجی» ارائه میدهد که بر سه ویژگی ملی تأکید دارد: اندازه بازار داخلی، ظرفیت اجرایی دولت و فضای مالی. موفقیت در سیاست صنعتی لزوماً به منابع مالی کلان بستگی ندارد، بلکه منوط به انتخاب ابزار متناسب با ظرفیتهای نهادی است. در فضای کنونی ایران، که اولویت آن ادغام در زنجیرههای ارزش جهانی و ارتقای تابآوری اقتصادی است، بازنگری در سیاستهای صنعتی بر اساس این رویکردهای علمی و شواهد-محور، یک ضرورت غیرقابلاجتناب برای بقا در اقتصاد مدرن است.
برای ثبت نظرات
ثبت نام
کرده و یا
وارد شوید
کلیه حقوق اين سامانه متعلق به
موسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني
است.