Trade & Industry Doc
  • صفحه نخست
    • @Html.UsersFriendlyName
    • مدیریت
    • كارتابل من
    • ارسال سند

  • ورود به سامانه
  • ثبت نام
  • گزارش تحلیلی /
  • سند راهبرد ملی پیشرفت صنعتی و ارتقای زنجیره‌های ارزش کشور (صنایع لوازم خانگی)
  • مشخصات سند
  • نظرات
    • نويسنده مصطفی محمدی
    • همكار محمد رضایی‌پور
    • ويرايشگر
    • ناشر موسسه مطالعات و پژوهش‌هاي بازرگاني
    • كد AN-05-XXX-216
    • زمان انتشار شهريور 1405
    • شماره ثبت 5438
    • صنایع لوازم خانگی
    • زنجیره ارزش
    • ارزش‌افزوده
    • بهره‌وری
    • صادرات
    • وابستگی وارداتی
    • تاب‌آوری زنجیره تأمین
    • سیاست صنعتی
    برای دریافت فایل ثبت نام کرده و یا وارد شوید

    صنایع لوازم خانگی در ایران به دلیل پیوند مستقیم با امنیت خانوار، اشتغال‌زایی گسترده و ارتباط با زنجیره‌های تأمین صنعتی، یکی از بخش‌های مهم صنعت کشور محسوب می‌شود. با این حال، بررسی شاخص‌های ساختاری نشان می‌دهد جایگاه این صنعت در اقتصاد ملی متناسب با ظرفیت اشتغال آن نیست. در سال ۱۴۰۲، سهم این صنعت از ارزش‌افزوده صنعتی کشور حدود ۱٫۵ درصد و سهم آن از اشتغال مستقیم کارگاه‌های صنعتی حدود ۲٫۲ درصد بوده است. بالاتر بودن سهم اشتغال نسبت به سهم ارزش‌افزوده، بیانگر پایین‌تر بودن ارزش‌افزوده ایجادشده به ازای هر شاغل در مقایسه با متوسط بخش صنعت است. ضریب خلق ارزش‌افزوده صنعت در سال ۱۴۰۲ برابر ۰٫۳۴۱ و بالاتر از ضریب ۰٫۳۰۴ کل صنعت بوده است؛ با این حال، شاخص نسبی ارزش‌آفرینی به ازای هر شاغل در تمام سال‌های بررسی‌شده کمتر از یک و در سال ۱۴۰۲ برابر ۰٫۶۵۱ بوده است. سهم صنعت از صادرات مستقیم کارگاه‌های صنعتی کشور در سال ۱۴۰۲ حدود ۰٫۶ درصد و درجه اتکا به بازارهای صادراتی حدود ۴٫۸۶ درصد بوده است. وابستگی به مواد اولیه وارداتی نیز در سال ۱۴۰۲ برای زیرگروه تولید وسایل برقی خانگی ۲۴٫۹ درصد و برای ساخت کالاهای مصرفی الکترونیکی ۱۹٫۸ درصد بوده است. ساختار ارزش‌افزوده صنعت به‌شدت در زیرگروه تولید وسایل برقی خانگی متمرکز شده و در سال ۱۴۰۲ حدود ۸۹٫۶ درصد ارزش‌افزوده صنعت در این زیرگروه ایجاد شده است. ترکیب مهارتی نیروی کار نیز به سمت افزایش سهم کارگران ساده (۵۱٫۲ درصد در سال ۱۴۰۲) و کاهش سهم نیروهای فنی و تخصصی حرکت کرده است. آسیب‌شناسی زنجیره ارزش نشان می‌دهد مسائل این صنعت در سه سطح قبل از تولید (نوسان وابستگی وارداتی، محدودیت‌های ارزی، ضعف زیرساخت حمل‌ونقل)، حین تولید (پایین بودن ارزش‌افزوده سرانه، تمرکز بالای ارزش‌افزوده، فرسودگی تجهیزات، ضعف تحقیق و توسعه) و بعد از تولید (حضور صادراتی محدود و نامتوازن، ضعف برندینگ و توزیع، عدم تقارن میان تأمین وارداتی و جهت‌گیری صادراتی) قابل طبقه‌بندی است. در مجموع، مسئله کانونی صنعت را می‌توان در «محدودیت در تبدیل ظرفیت تولید و اشتغال به ارزش‌افزوده بالاتر، حضور پایدار در بازارهای صادراتی و یک زنجیره تأمین عمیق‌تر و تاب‌آورتر» خلاصه کرد. بر این اساس، راهبرد محوری پیشنهادی، «ارتقای بهره‌وری، تاب‌آوری و توان صادراتی زنجیره ارزش با سیاست‌گذاری تفکیک‌شده برای دو زیرگروه کالاهای مصرفی الکترونیکی و وسایل برقی خانگی» است که در قالب برنامه‌ای سه‌سطحی (راهبردی، عملیاتی و سیاستی) و با تأکید بر تعمیق زنجیره ارزش، توسعه فناوری و مهارت، مدیریت ریسک تأمین، توسعه صادرات و اقتصاد چرخشی تدوین شده است.

    برای ثبت نظرات ثبت نام کرده و یا وارد شوید

کلیه حقوق اين سامانه متعلق به موسسه مطالعات و پژوهش‌هاي بازرگاني است‌.