Trade & Industry Doc
صفحه نخست
مدیریت
كارتابل من
ارسال سند
ورود به سامانه
ثبت نام
گزارش تحلیلی
/
تعیین ابزارهای مالی اثربخش برای شرکتهای کوچک و متوسط آسیبدیده از جنگ تحمیلی رمصان: مبتنی بر رویکرد آزمایشگاه سیاستی
مشخصات سند
نظرات
نويسنده
محمدرضا عطارپور
ويرايشگر
ناشر
موسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني
كد
AN-05-XXX-217
زمان انتشار
مهر 1405
شماره ثبت
5441
ابزارهای مالی / شرکتهای کوچک و متوسط آسیبدیده / جنگ رمضان
آزمایشگاه سیاستی
برای دریافت فایل
ثبت نام
کرده و یا
وارد شوید
در محیطهای پساجنگ و در نبود دادههای شفاف، روشهای اقتصادسنجی سنتی به دلیل اتکا به متغیرهای میانگین و فرمولهای کلی ناکارآمدند. در این پژوهش، از «شبیهسازی عامل بنیان» استفاده شده است که یک آزمایشگاه درونرایانهای از ۶۰۰ بنگاه کوچک و متوسط ناهمگن صنعتی و معدنی را بر پایه دادههای واقعی کالیبره میکند تا پیامدهای سیاستها را از پایینبهبالا شکل دهد. این مدل به دلیل ماهیت تصادفی شوکها، تحت «روش مونتکارلو» با ۳۰ بار تکرار اجرا شده تا نتایج پایدار حاصل شوند. تحلیل مدل بر پایه متغیرهای درونی بنگاه (اندازه، سقف بهبودپذیری، بار بدهی و سابقه اعتباری مخدوش) و متغیرهای محیطی (بانکهای محتاط، شوکهای ادواری، بازگشت تدریجی تقاضا در ۲ سال و محدودیت تحریمی) بنا شده است. قواعد رفتاری ابزارها به متغیرهایی مانند تغییر نرخ تصویب وام یا بیاعتنایی به سابقه مخدوش ترجمه میشوند. مبنای ارزیابی نهایی، «نمره مرکب با وزن برابر (۵۰٪ اشتغال مستقیم و ۵۰٪ ظرفیت تولید)» بین صفر و یک است که کارایی ابزارها را تحت یک «بودجه عمومی ثابت و محدود» میسنجد. خروجی مدل نشان می دهد که در فاز شوک بعد از جنگ که هدف حفظ بقای بنگاه است، "ضمانت اعتباری/یارانه سود" با امتیاز 0.81 بهترین روش تأمین اعتبار برای بنگاههای آسیب دیده است. در فاز احیا که هدف بازگشت به ظرفیت و تولید است، "تسهیلات قابلتبدیل به سهام" با امتیاز 0.63 بهترین روش تأمین مالی است. در نهایت در فاز "بازسازی ظرفیت"که هدف نوسازی و تحقق سیاست صنعتی است اثربخشترین ابزار "ایجاد صندوق بازسازی به همراه پوشش نخستین زیان" با امتیاز یک است. جدول زیر ابزارهای تأمین مالی را مبتنی بر سه فاز بازسازی پس از جنگ نشان داده است. فاز بازسازی هدف اصلی ابزار تأمین مالی امتیاز تأثیر بر اشتغال و ظرفیت تولید شوک حفظ بقا ضمانت اعتباری 0.81 رشد ۴۲ درصدی ظرفیت و ۱۰ درصدی اشتغال بازآرایی بدهی 0.28 اگرچه بازدهی پایینی دارد، ولی با حفظ ۵۳۲ بنگاه، بیشترین نرخ بقا را دارد و نقش یک «خط دفاعی ارزان» را برای جلوگیری از ورشکستگی ایفا میکند احیا بازگشت به تولید تسهیلات قابلتبدیل به سهام 0.63 رشد ۱۱ درصدی اشتغال و بیاعتنا به سابقه اعتباری مخدوش، اما با اثر محدودتر بر ظرفیت (۱۹ درصد). وام سرمایه در گردش 0.48 بازدهی متوسط با رشد ۹ درصدی اشتغال و ۱۳ درصدی ظرفیت برای راهاندازی خطوط تولید تأمین مالی زنجیرهای 0.25 بازدهی پایین با رشد 8 درصدی اشتغال و 10 درصدی ظرفیت برای راهاندازی خطوط تولید بازسازی ظرفیت نوسازی و تحقق سیاست صنعتی بلندمدت صندوق بازسازی با پوشش نخستین زیان (با اهرم سازی منابع دولت و جذب منابع بخش خصوصی) 1 رشد ۵۲ درصدی ظرفیت و ۱۳ درصدی اشتغال لیزینگ 0.51 رشد ۳۸ درصدی ظرفیت تولید واحدهای فعال و بیاعتنا به وثیقههای سنتی، اثر اشتغالی کم (۴ درصد) وام سرمایهگذاری بلندمدت 0.31 به دلیل مصرف بالای بودجه عمومی، منابع را سریع تمام کرده و به بنگاههای کمتری میرسد. رشد اشتغال 3 درصد و ظرفیت 21 درصد در مجموع، شبیهسازی ثابت میکند که تک ابزارها شخصیتی دوگانه دارند (معطوف به اشتغال یا ظرفیت). راهبرد بهینه، توسعه یک بسته سیاستی طراحی است که ابزارهای تسهیم ریسک (صندوق بازسازی با پوشش زیان و ضمانت اعتباری) را زیربنا قرار داده و ابزارهای تخصصی (لیزینگ و وام سرمایه در گردش) را متناسب با نیاز هر گروه از بنگاهها بر آن سوار کند.
برای ثبت نظرات
ثبت نام
کرده و یا
وارد شوید
کلیه حقوق اين سامانه متعلق به
موسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني
است.